بی تو هرگز
ســــــیه چشمی به کار عشق استاد بـــــــه من درس محبت یاد می داد مـــــــــــرا از یاد بردآخر ولی من بــــــه جز او عالمی را بردم از یاد ( فريدون مشيري) خیالت شوق گلبرگ بهاران است نوایت چک چک زیبای باران است نگاهت ابر سنگین و شتابان است ببین خون سرود من ز مهر و شوق تو پیوسته غمگین است بی تو این پاییز چه دلگیر است بی فروغ سبز چشمت زندگی چه غمگین است سینه ام از درد سنگین است روزی در گلزار شقایق ها می دویدم با خیالاتم و رویاهایم,که ناگاه دیدم گل سرخ و قشنگ های های گریه می کند دلیل راازش پرسیدم ,گفت باد تندی وزید ویکی از گلبرگ هایم را ربود من رفتم,تا آن گلبرگ را پیدا کنم امّا با صدای باد پاییزی از خواب بیدار شدم. ولی من همچنان در خیالاتم دنبال آن گلبرگ میگردم که شاید آن گلبرگ تو باشی. پلکها را بتکان کفش بپا کن و بیا و بیا تا جایی که پرماه به انگشت تو هشدار دهد و زمان روی کلوخی بنشیندبا تو و مزامیرشب اندام تو را مثل یک قطعه ی آوازبه خود جذب کند پارسایی ستدر آنجا که تو را خواهد گفت: (بهترین چیزرسیدن به نگاهی ست که از حادثه ی عشق تر است. سهراب سپهري ماه و سنگ اگر ماه بودم به هر جا که بودم سراغ تورا از خدا می گرفتم. وگر سنگ بودم به هر جا که بودم سر رهگذار تو جا می گرفتم اگر ماه بودی ـبه صد ناز-شاید شبی بر لب بام من می نشستی. وگر سنگ بودی به هر جا که بودی مــــــرا مي شكستي مــــــــرا ميشكستي. فريدون مشيري نه باغ و نه بستان,نه چمن می خواهم نه سرو نه گل نه یاسمن می خواهم خواهم ز خدای خویش کنجی که در آن من باشم و آن کسی که من می خواهم کاش می توانستم رخ زیبای تو را نقاشی کنم و همیشه بر دریچه ی قلبم بچسبانم تا بتوانم تو را در همه حال مشاهده نمایم . * * * نگاهم یاد باران کرده امشب... رنگ دادی. به تو که در جنگل تاریک ناامیدی مهتابم شدی و در جنگ با لحظه های غم زندگی مرهم زخمم گشتی. قشنگترین احساسات و زیباترین گل های محبّت را با یک کلمه تقدیمت میکنم: فدای چشات عزیزم... قربون لبات نازنینم ...... شروین جان دوستت دارم![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |










